حسن حسن زاده آملى

79

ده رساله فارسى (فارسى)

فلك ششم امّا بحث از افلاك مجسمه از نظر طبيعيات فلسفه ، بايد گفت كه آنان حركات مختلفى از قديم در كواكب مشاهده كردند و براى اين حركات مبادى طلب كردند ، و افلاك مجسّم يعنى آسمانهاى جسمانى براى اين حركات قائل شدند . و چون عدد افلاك و ترتيب و نظم و نضد آنها در « هيأت مجسمه » به نحو اكمل و أتم كه فوق آن متصور نيست تصوير شده است ، همان را پذيرفتند . يعنى آن افلاك مجسّمه در علم هيأت كه فقط براى سهولت تعليم و تعلّم و جهت بيان اختلاف حركات تصوير شده است ، در طبيعيات فلسفه افلاك مجسمه حقيقى و آسمانهاى جسمانى واقعى تلقّى شده است . و فلك را جسم شفاف مىدانند كه حاجب ماوراى خود نيست ، چنان‌كه همه كواكب ثوابت و سيّار مرئى اهل زمين مىگردند . افلاك مجسمه بطور كلى نه فلك‌اند ، و بعد از تجزيه بيست و چهار فلك مىشوند . فلك نهم را فلك حركت اولى دانسته‌اند ، و فلك هشتم را فلك حركت ثانيه ثوابت ، و هفت فلك كلى ديگر را براى حركات گوناگون هفت كوكب سيار . هر يك از اين هفت فلك كلى بدين‌گونه تجزيه مىشود : زحل و مشترى و مريخ و زهره هر يك را سه فلك است ، و شمس را دو فلك است ، و هر يك از عطارد و قمر را چهار فلك ، كه مجموع بيست و چهار فلك است ، ده فلك موافق مركزند - يعنى مركز آنها با مركز زمين يكى است - و هشت فلك خارج مركز كه مركز آنها خارج